الشيخ محمد الصادقي الطهراني

353

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

و - ساير - نزديك‌تران وصيت كند و اين خود به شايستگى حقى است برعهده‌ى پرهيزكاران » . اين‌جا طبقه‌ى اول ارث منظور شده‌اند زيرا بر طرف ساختن نياز اينان بر ديگران مقدم است ، و اگر اينان چندان نيازى ندارند و سهميه‌ى ارث برايشان كافى است نوبت به ديگران مىرسد ، و اين « خيراً » نه « مالًا » مال و يا حقى مالى است كه گنجايش وصيتى را دارد ، كه اگر وصيتى مالى نسبت به وارثان زيان بار باشد « خيراً » نيست بلكه - شراً - است كه چنان وصيتى هرگز درست نيست و باطل است بنابراين وصيتى « خيراً » است كه در جهت خير و صلاح و ضرورت زندگى وارث باشد ، كه كاستى از آن برايش زيان‌بار و شراً است . آرى ! « خير » اعم از مال است و مالى خير است كه راه‌گشا و مؤنه‌ى خير ديگرى شود و داراى گنجايش وصيت ثلث نيز باشد . سپس مىبينيم نسبت به‌ساير نزديكان كه طبقات بعدى ارثند ، و نيز ديگرانى هم كه از جمله‌ى ارث‌بران نيستند ، مقرر شده كه وارثان در حدود امكانشان چيزى به‌آنان بدهند كه « وَ إذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أولُوا الْقُربى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَولًا مَعْرُوفاً » ( سوره‌ى نساء ، آيه‌ى 9 ) « و هنگامى كه در قسمت ميراث خويشاوندان و يتيمان و مستمندان حضور يافتند از اين ميراث به‌آن‌ها نيز روزى دهيد و به‌آنان سخنى نيكو و شايسته گوييد » . و اين‌جا آيه‌ى وصيت حدودى را مشخص نكرده ، لكن برمبناى رواياتى قطعى محدود به‌يك‌سوم اموال شده ، و اين هم با چهره‌ى آيات وصيت سازگار است ، زيرا ميراث اصل است و وصيت هم در صورت خير و صلاح فرع آن است . و در آيات ارث ( در سوره‌ى نساء ، آيات 11 و 12 ) چهاربار وصيت با دين از « ماترك » استثنا شده است ، با اين فرق كه دين تنها داراى حتميت مؤكّد است ولى وصيت اضافه بر ميراث اصلى حتميتى فرعى دارد كه در سوره‌ى نساء ، آيات 11 و 12 « مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى بِها أوْ دَيْنٍ . . . يُوصينَ بِها أوْ دَيْنٍ . . . توصونَ بِها اودَينْ . . . يوصى بِها اودَيْن . » دراين آيات